تفسير نمونه جلد 17 صفحه 421
جالب اينكه ((شافعى )) همين فتوا را در شعر معروفش صريحا آورده است ، در آنجا كه
مى گويد:
يا اهل بيت رسول الله حبكم
|
فرض من الله فى القرآن انزله
|
من لم يصل عليكم لا صلاة له
|
((اى اهل بيت رسول الله محبت شما
|
از سوى خداوند در قرآن واجب شده است ))
|
((در عظمت مقام شما همين بس كه
|
- هر كس بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است )).
|
آيه بعد در حقيقت نقطه مقابل آيه گذشته را بيان مى كند، مى گويد: ((كسانى كه خدا و
پيامبرش را ايذاء مى كنند خداوند آنها را در دنيا و آخرت از رحمت خود دور مى سازد و براى
آنان عذاب خوار كننده اى آماده كرده است )) (ان الذين يؤ ذون الله و رسوله لعنهم فى
الدنيا و الاخرة و اعدلهم عذابا مهينا).
در اينكه منظور از ((ايذاء پروردگار)) چيست ؟ بعضى گفته اند همان كفر و الحاد است
كه خدا را به خشم مى آورد، چرا كه آزار در مورد خداوند جز ايجاد خشم مفهوم ديگرى
نميتواند داشته باشد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه ايذاء خداوند همان ايذاء پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم )
و مؤ منان است ، و ذكر خداوند براى اهميت و تاكيد مطلب است .
و اما ايذاء پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مفهوم وسيعى دارد، و هر گونه
كارى كه او را آزار دهد شامل مى شود، اعم از كفر و الحاد و مخالفت دستورات خداوند،
همچنين
تفسير نمونه جلد 17 صفحه 422
نسبتهاى ناروا و تهمت ، و يا ايجاد مزاحمت به هنگامى كه آنها را دعوت به خانه خود مى
كند همانگونه كه در آيه 53 همين سوره گذشت ((ان ذلكم كان يؤ ذى النبى )): ((اين
كار شما پيامبر را آزار مى دهد)).
و يا موضوعى كه در آيه 61 سوره توبه آمده كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم )
را به خاطر انعطافى كه در برابر سخنان مردم نشان مى داد به خوشباورى و ساده دلى
متهم مى ساختند: ((و منهم الذين يؤ ذون النبى و يقولون هو اذن ): ((گروهى از آنها
پيامبر را آزار مى دهند و مى گويند: او آدم خوشباورى است كه گوش به حرف هر كس مى
دهد و مانند اينها)).
حتى از رواياتى كه در ذيل آيه وارد شده چنين استفاده مى شود كه آزار خاندان پيامبر
(صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مخصوصا على (عليه السلام ) و دخترش فاطمه زهرا
(عليهاالسلام ) نيز مشمول همين آيه بوده است ، در صحيح ((بخارى )) جزء پنجم چنين
آمده است كه : رسول خدا فرمود: (فاطمة بضعة منى فمن اغضبها اغضبنى ) ((فاطمه پاره
تن من است هر كس او را به خشم در آورد مرا به خشم در آورده است )).
همين حديث در صحيح ((مسلم )) به اين صورت آمده : ((ان فاطمة بضعة منى يؤ ذينى ما
آذاها)): ((فاطمه پاره اى از تن من است هر چه او را آزار دهد مرا مى آزارد)).
شبيه همين معنى در باره على (عليه السلام ) از پيامبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و
آله و سلّم ) نقل شده است .
و اما ((لعن )) در آيه فوق چنانكه سابقا هم گفتيم به معنى دورى از رحمت خداست ، و اين
درست نقطه مقابل رحمت و صلوات است كه در آيه
قبل
تفسير نمونه جلد 17 صفحه 423
آمده بود.
در حقيقت لعن و طرد از رحمت آنهم از سوى خداوندى كه رحمتش گسترده و بى پايان است
بدترين نوع عذاب محسوب مى شود، به خصوص كه اين طرد از رحمت هم در دنيا باشد و
هم در آخرت (چنانكه در آيه مورد بحث اينگونه است ).
و شايد به همين جهت مساله ((لعن )) قبل از ((عذاب مهين )) ذكر شده .
تعبير به ((اعد)) (آماده كرده است ) دليل بر تاكيد و اهميت اين عذاب است
آخرين آيه مورد بحث از ايذاء مؤ منان سخن مى گويد و براى آن بعد از ايذاء خدا و پيامبر
(صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) اهميت فوق العاده اى
قائل مى شود، مى فرمايد: ((كسانى كه مردان و زنان با ايمان را به خاطر كارى كه
انجام نداده اند آزار مى دهند، محتمل بهتان و گناه آشكارى شده اند)) (و الذين يؤ ذون المؤ
منين و المؤ منات بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثما مبينا).
چرا كه مؤ من از طريق ايمان پيوندى با خدا و پيامبرش دارد، و به همين
دليل در اينجا در رديف خدا و پيامبرش قرار گرفته .
تعبير ((بغير ما اكتسبوا)) اشاره به اين است كه آنها مرتكب گناهى نشده اند كه موجب
ايذاء و آزار باشد، و از اينجا روشن مى شود كه هرگاه گناهى از آنان سر زند كه
مستوجب حد و قصاص و تعزير باشد اجراى اين امور در حق آنها اشكالى ندارد، و همچنين امر
به معروف و نهى از منكر مشمول اين سخن نيست .
مقدم داشتن ((بهتان )) بر ((اثم مبين )) به خاطر اهميت آنست ، چرا كه بهتان از
بزرگترين ايذاءها محسوب مى شود، و جراحت
حاصل از آن حتى از جراحات نيزه و خنجر سختتر است ، آن گونه كه شاعر عرب نيز گفته
:
تفسير نمونه جلد 17 صفحه 424
((زخمهاى نيزه التيام مى يابد
|
اما زخم زبان التيام پذير نيست
|
در روايات اسلامى نيز اهميت فوق العاده اى به اين مطلب داده شده است ، در حديثى از امام
صادق (عليه السلام ) مى خوانيم خداوند عز و
جل مى فرمايد: لياذن بحرب منى من آذا عبدى المؤ من !: ((آنكس كه بنده مؤ من مرا بيازارد
اعلان جنگ با من مى دهد))!.
بعضى از مفسران گفته اند كه از لحن آيه استفاده مى شود گروهى در مدينه بوده اند كه
براى افراد با ايمان شايعه پراكنى مى كردند، و نسبتهاى ناروا به آنها مى دادند (و
حتى پيامبر خدا از زبان اين موذيان در امان نبود) همان گروهى كه در جوامع ديگر و
مخصوصا در جوامع امروز نيز كم نيستند و كار آنها توطئه بر ضد نيكان و پاكان ، و
ساختن و پرداختن دروغها و تهمتهاست .
قرآن شديدا آنها را مورد سختترين حملات خود قرار داده و
اعمال آنان را بهتان و گناه آشكار معرفى كرده است .
شاهد اين سخن در آيات بعد نيز خواهد آمد.
در حديث ديگر كه ((امام على بن موسى الرضا)) از جدش پيامبر
نقل كرده چنين آمده است من بهت مؤ منا او مؤ منة او
قال فيه ما ليس فيه اقامه الله تعالى يوم القيامه على
تل من نار حتى يخرج مما قاله فيه !: ((كسى كه مرد يا زن مسلمانى را بهتان زند يا در
باره او سخنى بگويد كه در او نيست خداوند او را در قيامت روى تلى از آتش قرار مى دهد
تا از عهده آنچه گفته برآيد))!.